درس مکاسب حلقه گمشده مسجد امروز
ایده: برگزاری کلاسهای آموزشی مکاسب؛ شیوه کسب و کار اسلامی برای کسبه در مسجد
گزارش ایدهها
سنگ ترازوی مغازه باید به مشتری سلام کند!
زمان ما هنوز خبری از ترازوهای دیجیتالی نبود. همیشه اوستا یا صاحب کار مغازه توصیه میکرد که سنگ ترازوی کاسب باید به سمت مشتری سلام کند؛ یعنی برای اینکه مدیون مشتری نباشیم همیشه چند گرم بیشتر حساب میکردیم. این نصیحت آویزه گوشم ماند. حتی حالا هم که ترازوها دیجیتالی شده به پسرم میگویم چند گرمی بیشتر حساب کن تا خدای ناکرده ذرهای مدیونی برایمان باقی نماند.
دفتر نسیه مغازه همیشه باز بود
قدیمها، زمانی همه اهل محل با هم فامیل و آشنا بودند و نزدیک 150 مشتری نسیه بگیر با حساب دفتری داشتم. البته انصافاً وقتی هم دست و بالشان باز میشد سریع حساب میکردند. چون اعتماد بود، اعتبار هم بود. از اخلاق کاسب مومن این است که هوای همسایهاش را خوب داشته باشد.
مایحتاج مردم را با قیمت مناسب میرساندیم
توجه به حقوق مشتری و اینکه چطور اقلام مصرفی مورد نیاز با قیمت مناسب در میان اهالی توزیع شود یکی از مهمترین وظایف اخلاقی کاسبان قدیمی بود. یادم میآید آن زمان روغن را مستقیماً از کارخانه میگرفتیم؛ برای اینکه به قیمت واقعی و بیواسطه دست مشتری برسد خودم مستقیماً به خانه اهالی برای توزیع روغن میرفتم. اما شاید این روزها در کاسبی کمتر به مواردی این شکلی توجه شود.
درس مکاسب حلقه گمشده کاسبی امروز
تقریباً از زمان تحصیل در مدرسه کنار پدر در مغازه بودم و به حساب و کتابها رسیدگی میکردم. قدیمتر مشتریان دائمی و محلی بیشتری داشتیم که حتی نسیه بر هم بودند و هر دو به هم اعتماد خوبی داشتیم. اما این روزها کمی این نگاه کمرنگ شده است. شاید بخشی از آن به دلیل تفاوت در شیوه کسب و کار باشد. برای مثال کاسبان قدیمی باید قبل از شروع هرکاری دوره آموزش مکاسب را برای آشنایی با حدود شرعی معاملات و شیوه صحیح کاسبی اسلامی در مسجد زیر نظر علمای دینی میگذارندند. موضوعی که این روزها حلقه گمشده کاسبی برای کسب رزق حلال و رعایت حق مشتری مداری است.