تجهیز کتابخانه مسجد با کمک بچهها
بعضی ایدهها را آدمهای خاص میآورند، خاص که میگوییم منظورمان این نیست که معروف هستند. نه، خاص بودن این آدمها از دل بزرگ آنهاست، از خطرهایی که میپذیرند و به استقبال کارهای بزرگ و قدم های موثر میروند. مثل آیتالله خلخالی امام جماعت سابق مسجد صدریه تهران، که وقتی به این مسجد آمد، کتابخانه مسجد را بنیان نهاد. حالا همان کتابخانه یکی از قطبهای فرهنگی منطقه 14 تهران شده است:
شناسنامه مسجد
نام مسجد: مسجد صدریه
بانی مسجد: بانو صدریه
محل ساخت: تهران، انتهای خیابان رسام(نورمهدی)
سال ساخت: بین سالهای 1318 تا 1320
انتهای خیابان نورمهدی بر کوچه اقدامی، گلدستههای مسجد صدریه خودنمایی میکند. تا وقت نماز خیلی مانده، اما بر خلاف اغلب مساجد که فقط نزدیک اذان پذیرای مردم هستند، در مسجد باز است. اهالی میگویند که در مسجد از صبح سحر باز میشود و تا آخر شب پذیرای نمازگزاران و رهگذران است...
ایدههای مسجد
اختصاص دو اتاق به کتابخانه مسجد
فضای کتابخانه مسجد یکهزار مترمربع است. بزرگ است و شاید در هیچ مسجدی چنین فضایی وجود نداشته باشد. طبقه بالا به مخزن کتاب اختصاص دارد اما سالن مطالعه آن در طبقه پایینتر قرار دارد 50 هزار جلد کتاب در مخزن وجود دارد که همه آنها طبق اصول کتابداری چیده شده است. مدیران کتابخانه میگویند بانی کتابخانه آیتالله موسوی خلخالی بود. با 2 اتاق کوچک شروع کرد. یکی را به مخزن و دیگری را به فضای مطالعه اختصاص داد.
کلاسهای درس کتابخانه
یکی از چیزهایی که باعث رونق گرفتن کتابخانه شد، کلاس درس آیتالله خلخالی بود. برای اینکه ذهن جوانان محله را پویا کند مواردی را مطرح میکرد و میخواست از ما دربارهاش تحقیق شود. همین باعث شده بود بچهها بروند کتاب تهیه کنند. بعد هم کتابها را به کتابخانه هدیه میکردند تا همه استفاده کنند.
تماس با ناشران برای تجهیز کتابخانه مسجد
آیت الله خلخالی برای پربار شدن مخزن کتابخانه، به ناشران بزرگ نامهنگاری کرده و در خواست کتاب کردند. این کتابخانه امروز یکی از کتابخانههای مهم در تهران است و شاید در هیچ مسجدی چنین فضای فرهنگی وجود نداشته باشد. سالن مطالعه برای بانوان و آقایان جداست و اهالی خیلی راحت و بدون دغدغه میتوانند از فضای آن استفاده کنند. کتابخانه مسجد صدریه روزها از 8 صبح تا 6 عصر پذیرای مراجعهکنندگان است.
شهیدی که راه استاد را ادامه داد
غلامحسین افشردی یا همان شهید حسن باقری، فرمانده جوانی که دشمن را به زانو درآورد و لقب نخبه جنگ را به خود اختصاص داد، از بچههای همین مسجد است. او از سال سوم دبیرستان فعالیت فرهنگی خود را در مسجد آغاز کرد. پاتوقش کتابخانه بود. خیلی کتاب میخواند. تشنه دانستن بود. یاد میگرفت و یاد هم میداد. برای رشد فکری خودش مطالعه میکرد و چیزهایی که آموخته بود را بهصورت سخنرانی برای ما میگفت