اذانی که خیلیها را مسجدی کرد
اذانی که خیلیها را مسجدی کرد
اذانش خیلیها را مسجدی کرده بود. این گفته خودش بود که "آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند". معنای این عبارت را وقتی فهمیدیم که در یک غروب پائیزی، وقتی همه دانشجوها از سرمای هوا به داخل اتاقها رفته بودند، به ورودی خوابگاه آمد، از نگهبان خوش روی خوابگاه، میکروفون را گرفت. حالا دیگر وقت اذان شده بود. با همان طنین دلنشین اذان را اقامه کرد...الله اکبر الله اکبر....
اولین بار اذان انتظارش را بر گلدسته مسجد دانشگاه تهران در ایام اعتکاف خوانده بود و حالا که مهمان خوابگاه شده بود، همه صدای او را بجا آوردند، یک دقیقه هم طول نکشید که حیاط خوابگاه و بالکن اتاقها پر شده بود از دانشجوهایی که آمده بودند تا از نزدیک شمیم خوش صدایش را بشنوند و تجربه کنند. آن شب نمازخانه خوابگاه غوغا شده بود. مصاحبه زیر، یادداشتی است خواندنی به روایت روحالله کاظم زاده که اذان انتظارش این روزها بر گلدسته هر مسجدی طنیننداز است:
مسئولان حرم اصرار داشتند این اذان را بگویم
اصلا نمیدانم چی شده که این اذان آمده. یک بار رفتم حرم امام رضا(ع). مسؤولان آنجا اصرار داشتند که این اذان را بگویم. بعد به من گفتند باید تست بدهی. با وجود اینکه من خودم تقاضا نکرده بودم برای گفتن، خواندم. بعد آن آقا به من گفتند که اذان، خیلی اذان زیبایی است ولی نمیتوانیم پخش کنیم در حرم امام رضا(ع)، قبول نمیکنند. میگفتند این اذان یک جوری است. نمیشود، اگر بگذاریمش ایراد میگیرند.
به خاطر این اذان آمدهام مسجد!
یادم است یک بار آقایی به من گفت که من به خاطر این اذان آمدهام مسجد. خیلی خوشحال شدم. گفتم خدا را شکر اذان باعث شد که یک نفر بیاید مسجد، خاصیت اذان همین است.
اذان باید مردم را به نماز و مسجد جذب کند
در رادیو میخواستند که من همان اذان را بخوانم ولی دستکاریش کنند تا قابلپخش باشد. گفتم این کار را نمیکنم. شورای عالی قرآن در صدا وسیما این اذان را رد میکند. آنها خیلی سخت نگاه میکنند. میگویند که اذان حتما باید تجوید داشته باشد. لحنش فلان باشد. در حالی که اصلا نگاه نمیکنند که ممکن است این اذان تاثیرگذار باشد. مردم را به نماز و به مسجد جذب کند.
معتقدم آن اذان اولیه خاص بوده است
نه فقط در ایران؛ در سوئد، عراق، عربستان و در کشورهای مختلف شیعهها دارند از این اذان استفاده میکنند. به من ارتباطی ندارد. اینها اصلا به من ربطی ندارد. حتما خدا خودش دارد هدایتش میکند به خیلیها. آدمها خودشان احساس میکنند این اذان خالصانه گفته شده است. من هم معتقدم آن اذان اولیه خالص بوده است.
به مادر گفتم شما دعا کنید
این اذان را فرستادم برای صداوسیما که مسابقهای برگزار کرده بود. در شبکه ۳. گفتم میفرستم و شاید هم برنده بشوم ولی در ۱۵ اذان اول رتبه نیاورد. آنوقت من تعجب کردم که ما ۱۵ تا اذان بدیع جدید داریم که این اذان شانزدهمی اش هم شاید نباشد و ما خبر نداریم از آن اذانها. پس چرا فرستادم؟ خب دلیل داشت.
مادرم جمعه خونین مکه رفت، آن سال کشتار. خیلی هم کتک خورد. در حال کما آمد. خیلی بد بود حالشان. آن موقع من خیلی کوچک بودم، فکر کنم هفت سالم بود. بعد مادر ما همیشه این آرزو به دلش مانده بود که من این مکه را اینجوری رفتم و من دلم میخواهد یک مکهای بروم که بفهمم زیارت یعنی چه. سن و سالی هم ازشان گذشته است. آن سفرم هم هدیه برادر شهیدم بود که رفته بودند. دیدم این مسابقه جایزهاش حج است. به مادرم گفتم شما دعا کنید. من این را میفرستم، اگر حج برنده شدم، شما بروید مکه؛ عمره. حالا قسمت نشد، ولی دلیلش این بود.
همراهی دل مهم است
همراهی دل هم خودش خیلی مهم است. اینکه آدم بتواند واقعا صدای دلش را گوش کند. واقعا به نظرم مصداق میتواند باشد برای اینکه میگویند، آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند. یادم است که شهادتین را با غرور میگفتم، من واقعا اشهد ان علیا ولیالله را که میگویم با غرور میگویم. غرور نه غرور منفی بلکه احساس افتخار میکردم.
به مسجد گفته بودند این اذان را میخواهیم
قضیه ضبط کردن اذان هم بامزه بود؛ مثل اینکه رفته بودند به مسجد گفته بودند که این اذان را میخواهیم. یادم است بچههای مسجد مسخره میکردند، میگفتند که اینها را باش، آمدهاند اذان ضبط کنند، فکر کردند خبری هست. بعد مدام دیده بودند که دارد تقاضا زیاد میشود، به این فکر افتاده بودند که ضبطش کنند.
اذان شما را که شنیدم از خود بیخود شدم
همان سال یک خانمی برای من نامه نوشت در اعتکاف که من این اذان شما را شنیدم سر جایم ایستادم از خود بیخود شدم... . بعد این نامه، یک جورایی عاشقانه را داده بود به خانم من. خانم من هم نگاه داشته بود و به من داد. من یک لحظه نامه را نگاه کردم و سریع پارهاش کردم، عکسالعمل جالبی بود.
ازدواجی که هدیهاش اذان بود
آن موقع که اذان را گفتم دوران نامزدیمان بود و هنوز ازدواج نکرده بودیم. خانمم میگوید این اذان را خدا به خاطر ازدواج با من بهت هدیه داده. چون بعد از ازدواج این اتفاق افتاد .
میخواهیم ستاد اقامه اذان تشکیل بدهیم
به نظر من باید نگاه کنند ببینند چی تاثیر دارد؛ ما که الان در به در دنبال این هستیم که ستاد اقامه اذان تشکیل بدهیم، آن وقت چرا یک اذانی که مردم را میتواند به نماز و ارتباط با خدا جلب کند، پخشش نمیکنند؟