همذات پنداری، همدردی، احساس مشترک و ... گاهی فقط و فقط تبدیل به مفاهیم انتزاعی میشوند. آری ما هیچگاه نمیتوانیم خود را جای کسی قرار دهیم که در سختترین برهه عمرش، 9 نفر از یاران و همسلولیهای زندانش را جلو چشم او تیر باران کردهاند. سخت است در فراغ یاران، به همبندان خود روحیه و انگیزه برای ادامه مبارزه دهی و شبها دور از چشم همبندهایت چشمهای نافذ خود را زیر عبا پنهان کنی و زار زار برای اعدام انسانهای آزادیخواه و وارسته گریه کنی.
تاریخ روایتگر خوبی است و عیار انسانهای وارسته هیچگاه در پستوی آن پنهان نمانده است.آیت الله را همه بزرگان و حافظههای انقلاب، خوب میشناسند. فارغ از هر جناحبندی سیاسی در نظام اسلامی ما، همه او را به خوش خلقی، مناعت طبع و صبوری میشناسند، این گفتهها را نه بنده حقیر بلکه ساختمان «آجر قرمز» اوین و آن 350 نفر شهادت دادهاند.
سرهنگ زمانی که بعد از انقلاب به خاطر فعالیتهای ظالمانهاش در رژیم سابق اعدام شد و خواب و آرامش را از سر زندانیان بند سیاسی اوین ربوده بود، هیچگاه نتوانست آیتالله را در راه آرمانهایش دلسرد کند. اسناد انقلاب اسلامی شهادت میدهند که آخرین اقدام غیر انسانی که سرهنگ زمانی در حق آیت الله انجام داد، تبعید آیت الله به بند زندانیان شرور بود.
وقتی بعد از سه ماه سرهنگ زمانی پیگیر احوال آیت الله شد، از شنیدن برپایی نماز جماعت در این بند توسط آیت الله و عزت ، احترام و محبوبیت ایشان در این بند کلافه شد.
به راستی که رجال و علمای مذهبی هرگاه با مردم همراهی کردهاند نقش آفرین بی بدیلی در هدایت افکار عمومی بودهاند. عشق و علاقه مردمان سرزمین مادریمان به مذهب و حکومت اسلامی نیز از ویژگیهای امثال آیت الله تشدید شده است.
آیت الله انواری با روشنفکری، اعتماد و توکل به خدا 13 سال زندان و شکنجه گاههای ساواک را تحمل کرد و به مبارزه خود ادامه داد. مدت ها تلاش جدی کرد که از دوگانگی های سیاسی آغاز انقلاب بکاهد و با کسانی که در مقابل امام جبهه دیگری ایجاد کرده بودند ازخشونت و کلام تند استفاده نکرد و تلاش داشت با روش های اخلاقی خود آنها را تعدیل کند.
این ها میراث گرانبهایی است که مرحوم انواری برای جامعه و به خصوص روحانیت کشورمان به یادگار گذاشت. اینکه هرگز در شرایط ناگوار، افسردگی و اخم در چهره نداشته باشی. در مبارزه و تلاش صبور و بردبار و با دوستان اخلاق مدار و امین و در برخورد با همه سینه ای به دور از کینه و غضب داشته باشی؛ ویژگی هایی که امروزه گروه های سیاسی و مذهبی باید در بین خود و دیگران رواج دهند.
آیتالله بیشترین دوران محکومیت خود را در زندان قصر سپری نمود و در زندان نیز با تشکیل جلسات مختلف و کلاس درس به وظیفه و رسالت خود که روشنگری و نشر معارف دینی بود ادامه داد.
لازم به ذکر است ساواک وی را یکی از محرکین اصلی زندانیان سیاسی در زندان قلمداد میکرد.
آیت الله از جمله کسانی بود که به ماهیت منافقانه اعضای سازمان مجاهدین خلق پی برد و پس از اعلام رسمی تغییر ایدئولوژی از سوی آنان به مخالفت با آنان پرداخت.
آیتالله اواسط بهمن ١٣٥٥ به همراه جمعی از همرزمانش از زندان آزاد گردید و مجدداً مبارزه را پی گرفت و به عنوان عضو روحانیت مبارز در شکلگیری جریانات سالهای ٥٦ و ٥٧ سهیم بود و در ارتباط با مسائل انقلابی به فرانسه، پاکستان و حجاز سفر کرد.
هر چه به روزهای پایانی عمر رژیم پهلوی نزدیکتر میشد دامنه فعالیتهای آیت الله انواری نیز گستردهتر میشد و نام وی در ذیل غالب اعلامیههایی که در آن روزها از سوی شخصیتها و مجامع روحانی منتشر میگردید به چشم میخورد.
آیت الله که خود رنج کشیده و زجردیده زندان های دوران قبل از انقلاب بود نه با داغ و درفش و شلاق و تندی ها، که با جاذبه نصیحت و محبت همه را شیفته خود می کرد. خدایش غریق رحمت کند و چون او را برای جامعه ما افزون دارد.