سه شنبه / ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ / ۱۴:۱۸
کد خبر : ۸۹۰
گزارشگر : ۲۷۸

مسجد زیباترین و کاملترین پاسخ به نیازهای اجتماعی انسان

به گزارش کمیته اطلاع رسانی سایت مرکز رسیدگی به امور مساجد، مسجد به عنوان یکی از پایگاه های اصلی تربیت اسلامی و نشر معارف الهی است، به همین منظور این کمیته در نظر دارد تا به بیان برخی جنبه های مختلف اجتماعی مسجد بپردازد.

در همین راستا کمیته اطلاع رسانی سایت مرکز رسیدگی به امور مساجد، نسبت به انتشار سخنان رئیس محترم جمهور جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد در سال گذشته و در ارتباط با مسجد اقدام می کند.

متن سخنان دکتر احمدی نژاد به شرح ذیل می باشد:

بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی سیدنا و نبینا محمد وآله الطاهرین واصحاب المنتجبین اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر وجعلنا من خیرانصاره واعوانه والمستشهدین بین یدیه. 

خدای بزرگ را سپاسگزارم که توفیق داد در بهترین ایام سال در ماه شعبان‌المعظم و در آستانه ضیافت الهی با موضوع گرامیداشت مساجد، در محضر شما علما، اندیشمندان و پرچمداران اسلام ناب باشم البته در محضر علما صحبت کردن مثل زیره به کرمان بردن است. به عنوان عرض ارادت به ساحت علم و عالم و عالمان عالم و مجاهد و به ساحت مقدس مسجد چند کلمه ای خدمتتان عرض می‌کنم.

مسجد زیباترین و کاملترین پاسخ به نیازهای اجتماعی انسان و نیاز کمالجویی است، اصلاً موضوع و مسئله آفرینش انسان است. 

همه عالم برای انسان و خدمت به او خلق شده است. خدای متعال همه این عالم را خلق کرد برای انسان و انسان را خلق کرد برای خودش. همه عالم خلق شده است تا انسان از خاک به خدا برسد.

همه سنت‌های الهی در خدمت این مسیر الی‌الله‌اند. اگر انسان و سیر الی‌الله انسان را از این عالم برداریم دیگر موجودات خاصیتی ندارند. مهمترین مأموریت انسان حرکت به سمت خداست. به نظربنده برای انجام این مأموریت، توجه به چند نکته ضروری است: 

 اول اینکه انسان خودش را بشناسد. 

دوم اینکه خدا را بشناسد.یعنی از کجا می خواهد به کجا برسد. 

سوم اینکه راه را بشناسد. شناخت هر سه اینها مستلزم شناخت انسان کامل است. اگر کسی بخواهد انسان و ظرفیت‌های الهی را بشناسد راهی جز شناخت انسان کامل وجود ندارد.اگر همه موجودات عالم را بشناسید و همه هفت میلیارد انسانی که در حال زندگی‌اند را بشناسیم، باز به شناخت کاملی از انسان نمی‌رسیم. چون همه ناقص‌اند.

اگر بخواهیم انسان را بشناسیم باید انسان کامل را بشناسیم. چون می خواهیم خدا را بشناسیم. خدا را چگونه می‌شود شناخت؟ ما که به ذات حق دسترسی نداریم، ما مصون هستیم، افق نگاه ما و شناخت ما محدود است. نمی‌توانیم به شناختی جامع و کامل احاطه پیدا کنیم.

پس باید خدا را از تجلی او بشناسیم راه دیگری وجودندارد تجلی اکمل و اعظم خدا؛ 

وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (آل عمران/۱۰۳)

برای خدا شناسی و رسیدن به حق از تجلی اعظم او آیا راهی جز طریق انسان کامل وجود دارد. والا «هر کسی از ظن خود شد یار من.» خدای متعال انسان را رها نکرد، دستش را گرفت.

خداوند واسطه فیض را یک حلقه ای قرار داده است تا از طریق او انسان به خدا برسد. معنی این حرف این نیست کسی نمی‌تواند مستقیماً با خدا گفتگو کند، اما خدای متعال برای جاری کردن فیض خود در عالم واسطه قرار داده است.

البته به لحاظ فلسفی هم روشن است کمال و مراتب کمال از بالاترین حد به پایین جاری می شود. کسانی بیشترین دریافت را دارند که نزدیکتر و کاملترند و فیض از ناحیه آنها به مراتب پایین تر جاری می شود. 

در زیارت جامعه و ادعیه های دیگر داریم که صراط مستقیم عبارت است از انسان کامل و اگر الگو یا امام نباشد، راهنما نباشد، انسان‌ها راهی به سوی خدا ندارند. آدم‌های زاهد و ریاضت‌کش و عابد و گوشه‌گیر در کنج و انزوا عبادت می‌کنند اما هیچ مرتبه از مراتب کمال را طی نمی‌کنند « بی‌خضر پای در این راه منه» حال که می‌خواهیم خلاصه کنیم، به مردم می‌گوییم خداوند عالم را برای انسان آفرید، انسان اگر می‌خواهد به کمال و به مقصود از آفرینش خودش دسترسی پیدا کند، نیازمند انسان کامل است.

پس خدا این عالم را برای انسان کامل خلق کرده است. مشکل اصلی بشر غفلت از همین مفاهیم است. کسی که خودش را نشناسد، خدا را نشناسد، راه را نشناسد، انسان کامل را نشناسد، غفلت بکند از این حقایقی که خدای عالم برای او قرار داده است حاصلش می شود همین مسئله ای که امروز در جهان می‌بینیم. انسان برای کمال خودش علی‌الدوام نیازمند فیض الهی است به همین دلیل علی‌الدوام نیازمند به ارتباط و تبعیت از امام است.

این ارتباط یک لحظه قطع بشود همان لحظه، لحظه سقوط و انحطاط است. مثل دستگاه تنفسی که به یک نفر متصل است. اگر این دستگاه تنفسی قطع شود، حیات او در خطر است. حیات کمال ما هم به واسطه ارتباط علی‌الدوام با امام هستی است.

حالا می‌خواهم نتیجه‌گیری کنم که مسجد چه نقشی ایفا می کند؟ «مسجد» جایی است که به طور مستمر انسان تمرین زندگی کمال‌جویانه می‌کند.

حضور در مسجد و اقامه نماز جماعت یعنی یاد خدا کردن. یعنی پیوستن به خدا، یعنی تجدید اراده و همت برای حرکت به سوی خدا، یعنی تمرین زندگی با امام و غریبانه‌ترین صحنه‌ای که در مسجد خلق می‌شود، اقتدای مأمومین به امام است. تمرین پیوستگی با امام است و اصلاً‌ حلقه اتصال ما با امام است. 

مسجد رکن حاکمیت اسلام در کره زمین است. ذهنتان را ببندید به آن دورانی که حاکمیت امام در جهان محقق شده است. آن وقت می بینید مسجد و نماز جماعت چه صفا و چه حالی دارد. ایستادن پشت سر امام و گفتن«الله اکبر» به معنی پیوستن و متصل شدن به امام است.

 کسی که اول وقت نماز بخواند به امام اقتدا کرده است، نماز جماعت تمرین زندگی اجتماعی در سایه ارزش‌های الهی است. عده‌ای می‌گویند آیا اقامه روزانه سه نوبت نماز جماعت لازم است؟ بله لازم است؛ همانند سه وعده غذایی. 

اگر بناست اتصالی باقی بماند اگر می خواهید هدایتی دریافت کنید که علی‌الدوام و مستمر باشد و فزونی یابد و پی در پی باشد باید ارتباط همیشه برقرار باشد، هر نمازی و هر نماز جماعتی باید یک پله صعود باشد. این نمازها پلکان است، راه پله است. هر نماز باید یک پله بالا ببرد. یک قدم نزدیک‌تر کند.

 حال این تغییر اگر در اتصال با امام باشد محقق می شود؛ الا حرکت، رشد و کمالی در پی نخواهد داشت. مسجد فقط یک عبادتگاه فردی محض نیست. مسجد پاسخی کامل و زیبا به بالاترین و والاترین نیازهای اجتماعی، فردی و کمال‌جویانه‌ انسان است. 

همه چیز در مسجد است. اقامه یک نوبت نماز جماعت همانند مرور کردن یک دور کامل مکتب و ارتباطات اجتماعی است، توحیدرا،نبوت را، امامت را، عدالت را، معاد را، محبت را، برادری را، وحدت را و... آثار اجتماعی نماز جماعت به قدری گسترده و فراوان است که به بحثی جداگانه نیاز دارد. خدای متعال انسان را خلق کرد و برای او کمال را پسندید و اسباب آن را در اختیارش گذاشت. 

مسجد کانون تعالی روحی و معنوی آحاد جامعه است. کانون انسجام اجتماعی است. کانون اتّصال به امام است. همه عظمت مسجد وهمه عظمت جمهوری اسلامی در این یک جمله است که "نظام ولایت حلقه اتصال با انسان کامل و امام" است. رمز شکست ناپذیری جمهوری اسلامی در این است. رمز اقتدار جمهوری اسلامی و رمز رشد پی در پی مردم در همین پیوستگی است.

 درجه دریافت مردم، قدرت تحلیل مردم، پایبندی به ارزش‌های انسانی و الهی مردم را با سی سال پیش مقایسه کنید و ببینید چقدر از آن زمان جلو افتادیم و انصافاً قابل مقایسه نیست. سی‌ سال حرکت، مجاهدت و طی کردن مراتب و مراحل. در این سی‌ سال همه قدرت‌های اهریمنی برای سرنگونی انقلابمان دست به دست دادند، اما در برابر ملت مظلوم و تنهای ایران ذلیل و زمینگیر شدند. 

رمز پیروزی و دوام ما همین اتصال به امام است. نظام ولایت، تمرین زندگی در نظام امامت است و خدای متعال نظام جمهوری اسلامی ایران را هدیه کرده است. کانون‌های سازماندهی و ترویج مستمر اندیشه‌های انقلابی و اندیشه‌های ولایی و روح ولایت و امامت است از مساجد که مسؤلیت امام جماعت فقط اقامه نماز، مدیریت جسم و فیزیک مسجد و پیگیری نیازهای مادی مسجد نیست. 

امام جماعت مربی دلسوز و فداکاری است که نور معنویت، اخلاق، عدالت، برادری، عشق به ولایت و عشق به امامت را در محیط خود منتشر کند. شبکه ائمه جماعات مسجد در واقع شبکه سازماندهی شده حرکت مردم به سمت قله های کمال اند. فرمودند: تجمعات از مسجد است من می خواهم بگویم همه چیز ما از "مسجد" است. 

چرا که همه خیرات از ناحیه معنویت و کمال و ارتباط با امام است و مسجد یک کانونی است که ارتباط با امام را فریاد می زند. مسجد نماد ارتباطی با خدا و امام است که هر دو از یک جنس است. عمران و آبادی مساجد یک مأموریت است، یک وظیفه است... اگر کسی مسجد را به اندازه لانه گنجشکی بسازد همانطور که عزیزمان مطرح کردند خدا خانه‌ای در بهشت برایش بنا می‌کند. 

خوش به حال شماها که به دنبال عمران معنوی و عمران حقیقی مساجد هستید. عمران یک مسجد متوقف به امام جماعت است و من به سهم خودم از همه شما تشکر می‌کنم که پرچم مسجد را، پرستش، ایران دوستی، اتحاد و پرچم اتصال به ولایت را در مساجد برافراشته‌اید.

ریشه مشکلات بشر غفلت از حقیقت انسان و مأموریت انسان و اتصال با انسان کامل است. تمام بدبختی‌های انسان به دلیل جدایی از خط پیامبران الهی و خط انسان کامل است. این دو گروه را مقاسه کنید: کسانی که از راه پیامبران الهی غافل‌اند در واقع از حقیقت انسان کامل ‌در طول زمان غافل‌اند و نقطه‌ی اوجشان می‌شود آقای بوش.

 از طرف دیگر کسانی که دنبال پیامبران الهی حرکت می کنند به دنبال تحقق حاکمیت انسان کاملند یک نمونه اش می شود امام راحل. 

 ببینید آنهایی که خودشان را جای خدا گذاشتند، جای انسان کامل گذاشتند، هواهای نفس و خودخواهی‌های خود را ترجیح دادند بر تبعیت از احکام الهی و احکام پیامبران الهی و حقوق دیگران را پایمال کرد‌ند به کجا رسیدند. آنها واقعاً تجسم این کلام الهی اند:

وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ (الاعراف/۱۷۹)

«به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم; آنها) دل، (عقل‌ها‌)یی دارند که با آن اندیشه نمی‏کنند; و نمی‏فهمند. و چشمی که با آن نمی‏بینند! و گوش‌هایی که با آن نمی‏شنوند. آنها چهارپایانند; بلکه گمراه‌تراند! اینها غافلانند چرا که با داشتن چنین امکان هدایتی باز هم گمراه‌اند! »

کدام حیوان این کارها را می‌کند؟ به عراق مظلوم حمله کردند و چند صد هزار نفر را کشتند به بهانه‌ی اینکه در حادثه ای در نیویورک سه هزار نفر کشته شدند، که اگر فرض کنیم این عددها و رقم‌ها و ادعاها درست است حتی اجازه ندادند کسی بررسی کند. 

ماجرایی را ساختند و تبلیغات کردند. به همین بهانه به افغانستان و بعد به عراق حمله کردند، چقدر زن‌ها و کودکان، انسان‌های مؤمن و مساجد را به خاک و خون کشیدند. به جایی رسیدند که در جلساتشان،‌ برای پیشبرد اهدافشان، برای گسترش سلطه‌شان، برای چاپیدن ثروت ملت‌ها، به قیمت کشتن صدها هزار نفر نقشه می‌کشند. به بهانه ایجاد امنیت و مبارزه با ترور و مواد مخدر به افغانستان حمله کردند، اما در هفت، هشت سال حضورشان در آنجا، مردم یک روز خوش نداشته‌اند.

هر روز کشتار، هر روز بمباران، به بهانه مقابله با تروریست‌ها حمله می‌کنند در روستاها زن و بچه را به خاک و خون می‌کشند. در حمله به عراق هم گفتند می‌خواهند صدام را بردارند. سلاح‌های کشتار جمعی را منهدم کنند، سلاحی که پیدا نشد، صدام هم که رفته است دیگر در عراق چه می‌خواهند، البته ما می‌دانیم آنها برای چه آمده‌اند. 

آنها برای تسلط بر منطقه اسلامی، تسلط بر ثروت منطقه اسلامی آمده‌اند. راهش هم این است که بین برادران اختلاف بیندازند. اسلام یک حقیقت بیشتر نیست. یک کتاب، یک خدا، یک پیامبر بیشتر ندارد، اسلام یک حقیقت است. 

هشتاد سال پیش به فلسطین هجوم آوردند. خشن ترین، بی فرهنگ ترین، آدمکش‌ترین، رذل‌ترین آدم‌ها را بر مردم مظلوم فلسطین حاکم کردند. چه کسی به شما اجازه داده با شعار مبارزه با تروریست خشن‌ترین تروریست‌ها، تکویری‌ها، فاسدها، آدمکش‌ها را مجهز کنید و به جان مردم بیاندازید.

 البته امروز دیگر برای دنیا روشن شده آنها دنبال چه هستند. حدود صد سال پیش مسلمان‌ها در یک غفلت تاریخی فرو رفته بودند و آنها سر حال بودند. حرف‌های قشنگ می‌زدند. جنایت‌هایی کردند که در تاریخ سابقه ندارد. اما امروز دوره بیداری است. دوره بیداری ملت‌ها است. 

امروز دیگر حنایشان رنگی ندارد. دست از جنایت‌هایشان برندارند این ملت‌ها جلوشان می‌ایستند و آنها را به رسوایی می‌کشانند. آقا آمده می‌گوید ما می‌خواهیم تغییر دهیم چه چیز را می‌خواهید تغییر دهید؟ چه چیزی را تغییر دادید؟ یا آن استعمار پیر با خیال خودش در امور ایران دخالت می‌کند. 

یکی از دوستان وزرای خارجی ما پیغام داد که در یکی از انتخابات با وزرای خارجه استعمار منهدم شده و مطمئن شده جلسه داشته در آنجا، دیده آنها در تکاپو هستند که یک غلطی در ایران بکنند. 

به آنها گفته که شما اشتباه می‌کنید و نباید دخالت کنید. آنها نیز در جوابش گفته بودند که ما برنامه ریزی بسیار دقیق و حساب شده‌ای کرده‌ایم. این دفعه دیگر «دولت» بحث ما نیست بلکه می خواهیم کل «نظام» را بزنیم. می خواهیم «ولایت» را بزنیم و تمام کنیم! دوست خارجی ما هم گفته که، شما ملت ایران را نمی‌شناسید،‌ نظام جمهوری اسلامی را نمی شناسید، که چنین برنامه‌ریزی کرده‌اید.

افرادی را پیدا کرده بودند که حرف‌های آنها را تکرار کنند. تصور کردند که با پول، رسانه، شبکه تلویزیون فارسی و... می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را بر‌اندازند. دخالت کردند و دیدید که زمین خوردند. 

حالا می‌خواهند یک جوری درستش کنند. آنها می‌خواستند با یک تیر به هدفشان برسند. اما الان پیغام می‌دهند که بیایید می‌خواهیم درستش کنیم. ملت ایران سی‌سال بزرگواری کرد و در سایه جمهوری اسلامی، با دشمنانش با کرامت برخورد کرد. در این سی‌ سال هر ندایی از ملت ایران بلند شد، آنها پشت آن ندا قرار گرفتند. 

با پول، دروغگویی و زور ارعاب ایجاد کردند. به فضل الهی هر بار زمین خوردید باز ملت ایران گذشت کرد. با رذالت و آشکارا در امور ملت ایران دخالت کردید بعد اعلام می کنید که حالا بیایید یک جوری درستش کنید؟ بله، ان‌شاء‌الله ملت ایران درستش خواهد کرد و آنچنان سیلی به بدخواهان بزند که راه خانه شان را گم کنند. گذشت آن دوره ای که شما ۴،۳ نفر دور هم بنشینید برای ملت‌ها و برای دنیا تعیین تکلیف کنید. 

ملت ایران در محاسبات خود و در معاملات خود اصلاً‌شما را به حساب نمی‌آورد. جایی برای شما قائل نیست. بالاخره باید پاسخ این جنایت‌ها را در عراق و در افغانستان بدهید. به خاطر ثروت و پول تصمیم می‌گیرید به یک کشور حمله می‌کنید و بعدش هم بگویید بیایید با هم دوست باشیم.

بله ما هم می‌گوییم باید دوست باشیم اما باید بر «پایه عدالت» حساب پس بدهید. هر کس در این جنایت ها مشارکت داشته باید حساب پس بدهد. البته بگذارید به شما بشارت هم بدهم. این سرو صدا ها و این کارهایی که در دنیا می‌کنند و نشانه اقتدار و پایداری آنها هم نیست. بلکه بر عکس اینها نشانه ضعف و اضمحلال آنهاست. کسی که در منطق و در استدلال کم بیاورد زود موشک و هواپیمایش را نشان می دهد. این دیگر چه قدرت است. این شکست خوردن است دوران مادیگری و مادیگرایی به پایان رسیده است. دوره‌ای که امپراتوری‌ها با زر، زور، پول، رسانه، دروغ و سلاح ملت‌ها را به اسارت بکشند تمام شده است. 

بشریت از مرز ابرقدرت‌ها عبور کرده است. امروز دیگر ملت‌ها، معادلات ابرقدرت‌ها را به رسمیت نمی‌شناسند. با این معادلات حتی کوچک‌ترین مشکلات را هم نمی‌توانند حل کنند و فلسطین و افغانستان و لبنان و عراق و سودان هیچ کجا را نمی‌توانند حل کنند. چون دیگر آن سلاح از کارایی افتاده است و در محیط امروز اثری ندارد و به فضل الهی دوره گرایش عمومی ملتها به یکتا پرستی و پاکی و عدالت و انسان‌های پاک و صالح آغاز شده است. 

البته سختی‌هایی نیز وجود دارد. رسیدن به قله‌های بلند و تحقق آرمان‌های الهی جز از مسیر سختی‌ها، جزء از مسیر مبارزه همه جانبه جدی و بی‌امان علیه باطل‌ نمی‌گذرد اما به فضل الهی نتیجه این مبارزه پیروزی جبهه حق است. نابودی جبهه استکبار است. متأسفانه که بعضی از کشورهای اطراف ما به نام اسلام در خدمت صهیونیست‌ها هستند. متأسفیم نمی‌فهمند و امکانات خودشان را در مقابل صهیونیست‌ها برای سرکوب ملت‌های منطقه قرار داده‌اند. امیدواریم آنها هم متنبه و بیدار شوند و در کنار صفوف به هم پیوسته‌ی ملت‌ها قرار بگیرند.

درخشش ارزشهای الهی آغاز شده است. نوری که از ایران می‌تابد. دل ملت‌ها را روشن کرده است. امروز مطالبه عدالت، پاکی، عزت، یکتا پرستی، به سرعت، به مطالبه عمومی بشریت تبدیل می‌شود و این بشارتی است بر ما که روز حاکمیت انسان عادل نزدیک است.

 و السلام علیکم و رحمت الله.

https://idea.masjed.ir/u/1nMb

ارسال نظر

ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید